بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 آن زمان کز زلف مستت پیچ و خم می ساختند

از فصول قلب ما پاییز غم می ساختند

 

خوار می کردند ما را در تکاپوی وصال

گیسوانت را ولیکن محترم می ساختند

 

شرح حال شعر ما افسوس پرواز است و بس

از پر پرواز ما گویی قلم می ساختند

 

از زیارتگاه های چشم خود غافل مباش

چشم بر هر سو می افکندی حرم می ساختند

 

نیستم گر پیش چشمانت ز من خرده مگیر

از وجودم در نبود تو عدم می ساختند

 

این حقیقت بود که در کارگاه عشق تو

آب می کردند و از دل جام جم می ساختند