روز وصلش می رسد ایام هجران می رود

بسم الله الرحمن الرحیم

 

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما می گساران می رود

پرده را از روی ماه خویش بالا می زند

غمزه را سر میدهد غم از دل و جان می رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود

زاغ با صد شرمساری از گلستان می رود

محفل از نور رخ او نور افشان می شود

هر چه غیر از ذکر یار از یاد رندان می رود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند

پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود

وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد

روز وصلش می رسد ایام هجران می رود

 

امام خمینی رحمت الله علیه

رها شو رها زین سر افکندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خدا باوری چیست ؟ انکار خویش

رهایی ز نفس گرفتار خویش

هلا  ای مسلمان تسلیم نفس

تو ای بنده ی نفس از بیم نفس 

چو بر نفس اماره  پل می زنی

به تمجید شیطان دهل می زنی

ز تنهایی شام هجران منال 

چو خود در میانی  چه  جایی وصال

که  هر  قطره ایی  هستی خویش دید

به دریای هستی نخواهد رسیید

دل از خویش کندن جنون بارگی است

عطش  در تکاپوی آوارگی است

خدا بندگی کن  نه خود بندگی

رها شو رها زین سر افکندگی

خدا  بندگی کن خداوند باش

سحر  باش سرشار لبخند باش

خدا بندگی چیست فانی شدن

به امر ولی آسمانی شدن

شبانگه سر از خواب برداشتن

به محراب خون قامت افراشتن

وضویی ز خون جگر ساختن

پس انگه به تسبیح پرداختن

چراغ مناجات افروختن

و در انتظار سحر سوختن

ز خاکستر چشم خون ریختن 

نماز و  عطش در هم امیختن

دو رکعت تماشا دو رکعت حضور

دو رکعت توجه به آفاق نور

دو رکعت تقرب دو رکعت  صفا

به آیین آیینه ی مصطفی

 

محمد رضا آقاسی