تا هست غمش ، بین تو وُ یار تماس است
بسم الله الرحمن الرحیم
در خانه ی دل، عشق فقط اصل و اساس است
این خانه ز لبخند شما پر ز اثاث است
عریانی ما نیست بجز جامه ی احرام
مارا به طواف تو بجز این چه لباس است؟
گفتیم از عالم تو سری، نقض ِغرض شد
چون نیست به غیر از تو دگر این چه قیاس است؟
در صنعت اشعار شما نام دل ما
با عشق و امید و غم تو هرسه جناس است
عاشق مهراس از غم از کف شدن دوست
تا هست غمش ، بین تو وُ یار تماس است
در کار ظفر بهر وصالش برهان خویش
از ترس ز کف دادن و از هرچه هراس است
آن مرگ که از آن همه عالم به هراسند
با جلوه وُ آزادگی و عشق مماس است
رضا حیدری نیا
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت 6:53 توسط ....
|
ای خدا ای فضل تو حاجت روا