بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

بهانه

 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات كنند

تا كاج جشنهای زمستانی‌ات كنند

 

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»

تنها به این بهانه كه بارانی‌ات كنند

 

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می‌برند كه زندانی‌ات كنند

 

ای گل گمان مكن به شب جشن می‌روی

شاید به خاك مرده‌ای ارزانی‌ات كنند

 

یك نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه‌ای بترس كه شیطانی‌ات كنند

 

آب طلب نكرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه‌ای است كه قربانی‌ات كنند

 

 

 

 

 

منبع : کتاب ضد (اشعار فاضل نظری )

با تشکر از وبلاگhttp://moraffah.blogfa.com